![]() |
![]() |
|
| Majmooee'ee Az Behtarin MataleB Dar Tamamiiee Zamine ha |
|
نميدانم پس از مرگم چه خواهد شد نميخواهم بدانم كوزه گر از خاك اندامم چه خواهد ساخت ولي بسيار مشتاقم كه از خاك گلويم سوتكي سازد گلويم سوتكي باشد به دست كودكي گستاخ و بازيگوش و او يكريز پي در پي دم خويش را بر گلويم سخت بفشارد و خواب خفتگان خفته را آشفته تر سازد بدين سان بشكند در من سكوت مرگبارم ر |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط pOOria |
|
|
بنویس بابا مثل هر شب نان ندارد سارا به سین سفرمان ایمان ندارد بعد از همان تصمیم کبری ابرهاهم یا سیل می بارد ویا باران ندارد بابا انار و سیب ونان را می نویسد حتی برای خواندنش دندان ندارد انگار بابا هم کلاس اولی هست هی مینویسد ان ندارد این ندارد بنویس کی ان مرد در باران میاید این انتظار خیسمان پایان ندارد ایمان برادر گوش کن نقطه سر خط بنویس بابا مثل هرشب نان ندارد
شکوهی |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط pOOria |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط pOOria |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط pOOria |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط pOOria |
|
![]() ![]() |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط pOOria |
|
|
az chi bekhoonam vaghti delam.....az to har shab door mimoone...vaghti ke ghalbe pake to .....az man hichi nemidoone?????????????????????????? ب.ظ): فرق عشق و دوست داشتن عشق در لحظه پديد مي آيد ... دوست داشتن در امتداد زمان ... عشق معيارها را در هم مي ريزد ... دوست داشتن بر پايه ي معيارها بنا مي شود ... عشق ويران کردن خويشتن است ... دوست داشتن ساختني عظيم است ... عشق ناگهان و ناخواسته شعله مي کشد ...دوست داشتن از شناختن سرچشمه مي گيرد ... عشق قانون نمي شناسد ... دوست داشتن اوج احترام به مجموعه اي از قوانين طبيعي است ... عشق فَوران مي کند چون آتشفشان ... دوست داشتن جاري مي شود چون رودخانه ب.ظ): اگر دروغ رنگ داشت هر روز، شايد ده ها رنگين کمان در دهان ما نطفه مي بست و بيرنگي کمياب ترين چيزها بود Dokhtar az pesar porsid:man khoshgelam?pesar goft na Goft dosam dari?goft noch Goft age bemiram baram gerye mikoni?goft aslan Dokhtar cheshmash pore ashk shodo hichi nagoft pesar baghalesh kardo goft:to ghashang nisti to zibatarini,are toro dost nadaram chon asheghetam,age to bemire gerye nemikonam chon manam mimiram miduni farghe to ba khun chie khun mire to ghalbo barmigarde vali to barnemigardi ie roz 3ta esf ba ham gharar mizaran zir abi beran va har kodom zodtar saresho avord bala on baiad baghiaro pitzza davat kone...3TASHON MIMIRAN ب.ظ): سلام محبوب من ... چقدر تو صبح را قشنگ شروع مي کني صداي خروس و کلاغ را که مي پيچاني در هم و نسيم را که مي وزاني بينشان آدم حالي به حالي مي شود هيچ دلبري نمي تواند مثل تو , همين اول صبح دل آدم را اينطور ببرد خورشيد هم ناز مي کند مثل خود |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط pOOria |
|
|
چگونه دختر ها را بخندونیم؟؟؟؟؟؟؟ قبل از این که شروع کنم این رو تذکر بدم که دلیلی که اکثر مرد ها از خندوندن نتیجه مثبت نمی گیرن اینه که سعی می کنن با گفتن جوک دخترها رو بخندونن. در حالی که خنده ای که در اینجا مورد نظر ماست خنده ی حاصل از داشتن یک شخصیت با مزست. برای مثال چارلی چاپلین برای خودش یک شخصیت خلق کرده بود که بامزه بود کاراش (خجالتی و دست و پا چلفتی در عین حال زرنگ و ... ) شما هم باید برای خودتون یک شخصیت خلق کنید که جذاب و خنده دار باشه ولی مطمئنا دست و پا چلفتی مورد نطر ما نیست. |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط pOOria |
|
|
منم سرگشته صدها خيابان |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط pOOria |
|
|
همسری خواهم چو برج زهرمار !!!!!!!!!!!!! |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط pOOria |
|
|
کاش می شد که به دلواژۀ من سر بزنید---- کاش می شد پی وبلاگ منم در بزنید.
کاش می شد که بیایید به میخانۀ من --- وز اشعار خوشم یک دو سه ساغر بزنید. کاش می شد که بیایید به خلوت گه من---------- تا بر اندیشۀ من جوهر باور بزنید. کاش می شد که بیایید و به بذل نظری ---------واژه را در نظرم معنی دیگر بزنید. شده این جملۀ کوتاه مرا ورد زبان -----------که به من سر بزنید، به منم سر بزنید فرستاده آباد |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط pOOria |
|
|
من اندر کوچه ای او را پسنديدم به ناگه مادرش از انتهای کوچه پيدا شد من احساس خطر کردم از آنجا با دلي غمگين به صد حسرت گذر کردم....... *** الا ای مادر دختر منم من شاعری از خطه اصفهان برای خواستگاری آمدستم هاي مگو نچ نچ مکن حاشا بيا نزديک و در بگشا...... *** الا ای مادر دختر پسرهای تو ديشب بنده را بر تير برق خانه بربستند به جرم خواستگاری هفت دندان مرا با مشت بشکستند به پای چشم من چيزی که مي بيني خدا داند که بادمجان کرمان نيست سياهی مال مشت است هان به پای لنگ و چشم لوچ من بنگر مرا نزديک خود بنشان مگو نچ نچ مکن حاشا بيا نزديک و در بگشا........ *** هلا ای شيشه خانه گرفتم انتقام آن کتکها را بکن شادی که ديشب شکستم شيشه های خانه بابای دختر را......... این شعر را خودم سرودم امید وارم که خوشتون بیاد..... |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط pOOria |
|
|
و صال یار ز عم |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط pOOria |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
salaam! man pooria hastam,,,bachehaa migan mokhe mobile va computer...ghasdam az Update in weblog amooozesh va bala raftane sathe elmie IRANIAST...omid varam az mataalebe weblog khoshetooon biad.....har solalii ham daaariiin dar khedmatam! mer30...
age matlabe darkhasty ham dashtiid begid ta bezaram... |
| پیوندهای روزانه |
|
برای ساخت ایمیل یه سایت برای دانلود و آموزش و ........ آرشیو پیوندهای روزانه |
| آرشیو موضوعی |
|
آموزش و مقالات دانلود موزیک خبر تصاویر موبایل اس ام اس |
| نویسندگان |
|
pOOria FaRhAd |
| پیوندها |
|
perspolis ZelZele |
|
RSS
|